خوب است !! ولی حیف که ما وقت نداریم ...

دلم گرفته از خودم ...

چقدر پابند شده ام ...

میدانم که ....

دلم از روزگار و مردمانش گرفته است ...

می آیم دفترم را می گشایم و می نویسم از دردهایم , از غربت بی دردی ... فکر میکنم که چه خوب شد که بار سفر بستید و نماندید که ببینید خونتان چگونه در خیابان های شهر پایمال میکنیم  و تنها بهانه مان این است که شرمساریم !!!!!!!!!!!!!