دانلود آهنگ جدید
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     

عقل می گوید حادثه بود و عشق می گوید جاذبه بود عقل می گوید اتفاق بود و عشق می گوید انتخاب عقل غمناک است و عشق فرحناک عقل به ماندن می خواند و عشق به رفتن عقل می گوید الاجل عشق می خواند العجل ....

تو از ظاهر می گویی و من از باطن تو شیطان را برون بینی و من درون ، تو دل را آرام بینی و من همهمه تو عالم را صلح بینی و من غوغا ...عقل کشته شیطان برون را شهید می داند و عشق کشته درون را...

عقل حاکم ظاهر است و عشق سلطان باطن از تو می پرسم راه معشوقه از کجا می گذرد ؟ شاید بگویی وجود انسان میان عقل و عشق متحیر مانده است و جوابی ندارد. اما ببین که حاکم عقل وعشق چه زیبا سروده است : « ولا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء »

بگذار بهتر بگویم شهید راه معشوقه کدام است ؟ آیا جز آن است که انسان سر در کوی او گذارده باشد و دل به اوداده باشد.

آنجا که فرمود هرکه عشق ورزد و کتمان کند و بمیرد شهید است . کدام شهادت است ؟

آنجا که فرمود هرکه در حال ایمان به حق کشته شود شهد است ، کدام شهادت است .

اما بگویم که رفتن در این راه کار هرکس نیست

ای که از کوچه ی معشوقه ی ما میگذری

بر حذر باش

که سر می شکند دیوارش

حال که این چنین شد عقل قانع می شود و دیگر شهادت را در میدان جنگ نمی پندارد و دیگر فتوا نمی دهد که شهدا رفته اند و ما مانده ایم ، دگر سخن نمی راند باب شهادت بسته است و جنگ پایان یافته است . بلکه به فرمان عشق ، عالم را صحنه نبرد حق و باطل می داند و مجاهد در این میدان را شهید .

حال چگونه برایت تفسیر که هجرت یعنی چه ؟ آن هم هجرت به سوی خدا و رسولش .

بخوان نامه معشوق را که « من یخرج من بیته مهاجرا الی رسول الله ثم یدرکه الموت فقط وقع اجره علی الله » می خواهم تو برایم تفسیر کنی آنکه رفته تا از رنگ و روی دنیا پیراسته گردد ، آنکه هجرت کرده تا دل از غیر تهی کند ، آنکه رفته تا با شهیدان هم نوا شود به کجا رفته است ؟ تو برایم بگو که این کدام هجرت است ..........

 

 

[ ۱۳٩۱/٢/٢٢ ] [ ۳:٠٥ ‎ب.ظ ] [ گمنام ] [ نظرات () ]
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :