دانلود آهنگ جدید
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     

یادداشت های دلی

شب از راه رسید . شب سفر, فرصتی است که در خلوت خود به دل آسمان بزنیم و آنچه در این مدت دیده ایم را مرور کنیم. اما پیش از آن از شب جنگ می گویم. از شبی که برای فردایت حرف های زیادی داشت, پر از دلهره , پر از انتظار, پر ازامید. باید شب را در جایی بگذرانی که شب بودن را حس کنی. باید در دوکوهه باشی تا معنای شب برایت تصویر شود. دوکوهه ایستگاه اول و آخر . حالا که به این جا رسیدی, باید به دل شب بزنی تا رمز و راز زمزمه شبانه شهید همت را پیدا کنی . اینجا قرارگاه عاشقان و عارفان زمین است. باید با وضو وارد شوی . قصه دوکوهه از روزهای پرتکاپویش شروع می شود. وقتی جنگ شروع شد, برای اسکان نیروها , برای آموزش و اعزام به منطقه پایگاهی نیاز بود. پادگان نیمه ساخته دوکوهه , برای این کار انتخاب شد. جایی که یک ساختمانی که هیچ گونه امکانات آسایشگاهی نداشت. اما وقتی رزمنده های بسیج و فرماندهان بزرگ در آن پا می گذاشتند , شور و نشاطی به پا می خواست که در پادگان های نظامی پیشرفته دنیا هم دیده نمی شود. حالا دوکوهه مقر نیروهایی بود که از جای جای ایران اسلامی کنار هم جمع شده بودند. روزها در آموزش ها شرکت می کردند. به جلسات فرماندهان بزرگ می رفتند و درس عرفان و عشق و ایمان می گرفتند و شب ها هرکدام گوشه ای دنج با یک کاغذ و قلم به خلوت اندیشه و عشق پناه می جستند. دو کوهه به بلندای نام خود صبوری و ایمان داشت. با غم و شادی جنگ زنده بود. وقت وداع , آب و آینه و قرآن برای بدرقه داشت و وقت بازگشت , ریسمان شادی و نذر گوسفند و هلهله پیروزی. گاهی هم گریه و اشک و اندوه پرواز یاران دیر آشنای دیگر. حاج احمد متوسلیان , حاج ابراهیم همت و حاج عباس کریمی...

شاید به قول سید شهیدان اهل قلم, روزی این پادگان به خاطر آن همه صبوری ها و رنج ها مقر یاران حضرت موعود باشد. پس پیش از بازگشت از سفر دوکوهه در دل شب, نجوای شهید آوینی را در دل زمزمه کن تا از این ایستگاه اول و آخر عشق به سلامت عبور کنی: « خداحافظ دوکوهه, ما می دانیم که تو از گواهان روز محشری و بر آنچه ما بودیم , تو شهادت خواهی داد. تو ما را می شناخته ای و راز دار خلوت ما بوده ای , روز ها و شب ها در حسینیه , در اطاقها, در راهروها و در زمین صبحگاهت. دوکوهه مغموم است . اما اشتباه نکنید. او جنگ را دوست ندارد جمع با صفای بسیجیان را دوست دارد, جمع شهدا را . او آرزومند عرصه ای است که در آن کرامات باطنی انسانها بروز می یابند. دوکوهه این همه مغموم نباش , دوکوهه امام رفت اما راه او باقی است. دیر نیست آن روز که روح تو عالم را تشخیر کند و نام تو و خاک تو , پرچم های مظهر عدالت خواهی شوند. دو کوهه آیا دوست داری که پادگان یاران مهدی (عج) نیز باشی؟...پس منتظرباش...»

[ ۱۳٩۱/٥/۱۱ ] [ ٦:٤۳ ‎ب.ظ ] [ گمنام ] [ نظرات () ]
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :