پرونده عاشقی گمنام 67 بسته شده است ؟؟

بسم رب المهدی "عج"

بعد از کمی استراحت 

قلم به دست نه...

اما انگشتانم 

دوباره شروع به بازی با دکمه های کیبورد کرده است ...

هوایی شده است ...

هوایی خدا...

امروز نمیدانم چرا اینقدر بغض دارم مثلا روز عید است 

آن هم روز جمعه ...

روز زیارتی امام زمان 

فقط نامش روز زیارتی امام زمان است 

وگرنه زیارت کجا و ما کجا ...

فقط خوانده ایم این مشق را ...

دلم هوایی شده است 

هوایی همه جا 

یاد خاطرات شیرین و تلخ ..

یاد بابا ...

یاد دختر..

یاد گمنام ..

یاد....................

کاش بدانی چقدر دلم هوایت را کرده است ... 

کاش بدانی که در دلم غوغایی به پاست ...

دیروز دلم را سپردم به مادر س و راهی حرم امن بی بی جان و گلزار شدم ...

دیروز را زیارت کردم اما به جای شهیده "عاشق گمنامی " "متوسل به حقیقت یاس " و خادم الشهید ...

بعد از عاشقی و زیارت راهی گلزار و بهشت شهدا شدم 

بهشت که می گویم بدان بهشت است ...

از وقتی که آمده ام اشکی جاری نشد بارانی نیامد از آسمان چشمانم ... 

ولی غروب 5 شنبه به ناگاه در کنار داداش مهدی زین الدین آسمان چشمانم طوفانی شد و شروع به باریدن گرفت ...

بغضم را نگه داشتم از نگاه نامحرمان ... تنها ثانیه ای خلوت مهیا شد ...

دلم فقط خدا را میخواهد اما امان از نفسم ...کاش گردان تخریب نفسم شروع به فعالیت کند... کاش بگذارد عاشقی کنم ...

دلم شکسته تر از شیشه های شهر شماست ...

خدایا می شود عاشقی کنم لحظه ای با تو ؟؟؟

خدایا...

صبح که خودم را در مسجد یافتم برای اقامه نماز عید فطر ناگهان چیزی به یادم افتادو بر زبانم جاری شد گفتم خدایا ...شهید حجت الله رحیمی تو که به خواب مادرت امدی و گفتی مادر پرونده شهادت مرا سال 65 بسته اند حال خدایا پرونده مرا کی بسته ای ؟؟ چه بسته ای ؟؟ گناه , خطا , جاماندگی ؟؟ کدام خدایا ... خسته ام خدایا از دست خودم ... 

کاش پرونده بندگی من را بنویسی !! کاش روزی پرونده شهادتم را بنویسی و امضا کنی ...

خدایا سخت است باورکن ...

حال هم باران دارد می آید از این آسمان ... بغضهایم را به آسمان سپرده ام ....

دلم را به مادر سپرده ام 

.

.

.

.

دیگر امانم را بریده است این باران ...

دلتنگم

کاش روزی من هم به شما ملحق شوم شهدا..........

یازهراس 

/ 11 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حرف لر

سلام با تشکر از مطلب خوبتان شما رو در لینک کردم... حرف لر منتظر مطالب شماست

ایمان

سلام خسته نباشید . خدا قوت . حالا زیادم لازم نیست عصبی بشید . [لبخند] فقط دعا کنید و نگاهمون باید به لبان مبارک امام خامنه ای باشه وگرنه واقعه عاشورا تکرار میشه . منتظر شما هستم .فعلا یا مهدی راستی مطالبتون رو دیدم . خیلی خوب و جالب نوشته بودید . خیلی ممنون .

فقیر8

ای کاش که یک دانه تسبیح تو بودم تا دست کشی بر سر سودازده من یا صاحب الزمان ادرکنــــــــــــی اللهم عجل لولیک الفرج بهــــــ روزمـــــــــــــــــــــــــــــــــ...

بی پلاک

...

پریسا

مستند سید عباس موسوی http://www.nasrtv.com/modules/video/singlefile.php?lid=9671

علیرضا

سلام مثل همیشه عالی بود ممنون خدا خیرتون بده

گمنام آشنا

"...دستی به روی قاب کشید و نگاهی به من کرد و گفت: خواهر! فکر نمی کنی جای یه قاب عکس دیگه در کنار این قاب خالی باشه؟ بغض گلویم را گرفت و یک لحظه حس کردم که او هم داره جا پای برادرش می گذارد. او برای خداحافظی آمده بود و می خواست به جبهه بره و رفت..." سلام، خداقوت! طاعات و عباداتتون مقبول درگاه حق و عیدتون مبارک!!![گل] خیلی خیلی ببخشید که دیر جواب لطف و محبت شما را دادم...[خجالت] با قسمت دوم داستانی از " شهید ابراهیم تباشیر" به روزم البتــه با تــاخیــر... شبتون نورانی...[گل][گل][گل]

عسل تلخ

زمانی جمعه که میگفتند بدون نام مهدی جمعه خالی معنی نداشت ولی فرهنگ لغت هایمان را عوض کردند گویی. خدایا مارو به خودمون واگذار نکن که پوچیم.یاحق ممنون میشم بهم سر بزنید و نظرتون روبگید وبا تبادل لینک موافقید خبرم کنید

انتشارات شهید کاظمی

در کمتر از یکماه کتاب «حماسه تپه برهانی» چاپ دومی شد کتاب «حماسه تپه برهانی» نوشته «سیدحمیدرضا طالقانی» با موضوع خاطرات یک رزمنده که به صورت معجزه‌آسا زنده ماند، کمتر از یکماه به چاپ دوم رسید. مرکز پخش: 09136875633 www.kazemipub.ir ketabe5@gmail.com http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920501000416