خوش اومدی گمشده مجنون من ...

بسم رب الزهرا ...

دوباره

شهید گمنام سلام ...

دوباره

مهمانی ...

و

من

دنبال گمشده خودم میان استخوان های بی پلاکان می گشتم ...

گوشه ای آرام نشستم

و

فقط نظاره کردم

آنان را ...

از چه رو اینگونه گمنام و شیدا گشته اید ...

آری

مادرشهیدی

برایتان روضه ی لیلا و علی اکبر رشیدش را خواند

که به یک بار آن جوان رشید

تبدیل به علی اصغر کوچک گشت ...

خودت به خوابم امدی و دعوتم کردی برای این مهمانی ...

یادم می ماند

این

محبتت را گمشده من ...

دلم کمی قرار بی قراری گرفت ...

........................................................................

دردنوشت :

این نوشته دردنوشت ندارد

جز

گمشده مجنون ...

التماس دعای فرج + شهادت

یازهرا سلام الله علیها

چ

/ 0 نظر / 38 بازدید