روایت عاشقی ام با شهید گمنام

بسم رب الزهراس 

جمعه و ندبه های دلتنگی اش هوای خاصی را بر دل و روح آدمی می نشاند...

گفتم نشان ...

بی نشان ...

تا به حال دیده ای که نشانی بیاید و اما بی نشان باشد و نشانی نداشته باشد ؟؟

بی نشان مثل مادر س ...

مادر س که می گویم بانوی من ...یاس علی (ع) ا می گویم ... مادرم که نشان است بین همه اما قبرش بی نشان ...

نشانی ات را مادر گم کرده ام ... گم کرده ام ...

8 سال عاشقی رزمندگان مان را که یادت هست عده ای مث مادر س بی نشان شدند و عده ای نشان داشتند اما بی نشان آمدند ...

بی نشان .. گمنام  گمنام ... گمنام که می گویم یاد مادر س و امام زمان عج می افتم گمنام تر از گمنامان ...

نمیدانم اینقدر گمنام و بی نشان در ذهنم هست که نمیدانم کدامش را برایت بگویم ...

چند روز درست 5 روز پیش من بودم و 2 شهید گمنام ... 

آه مادر س .. نمیدانم رؤیای صادقه بود چه بود اما مادر خودت که خوب دیدی و میدانی ... 

دیروز دلم زائر شهدای گمنام شد ... دیروز که سالروز تخریب بقیع بود و گمنام تر شدن مادر س .. از مرز گمنامان مرز شلمچه عده ی نشان بی نشان آمدند و عطر وجودشان از این مسافت طولانی به مشاممان رسید ... نمیدانم چگونه برایت بگویم دلم دیروز زائر شهدای گمنام بود... به تعداد اصحاب عاشورا .... آهی از عمق وجودم که سوخته ام ... آه حسین ... دلم  را برداشتم و راهی حرم امن کریمه اهل بیت (س) شدم ... گریه امانم را بریده بود... دلتنگی ام را برای بی بی جان باریدم ... 

کاش میتوانستی بفهمی چه می گویم ... 

این اولین بار نیست که مرا این چنین  مورد لطف خودشان قرار می دهند ... نمیدانستم که به که بگویم ... گنگ گنگ بودم ... حالم را فقط خودشان میدانستند... 

آخر گمنام من هرچه مرور میکنم کاری نکرده ام که مورد این همه لطف باشم ... نه کمی صبر کن ... اشک برای امام حسین (ع) آری خودش است ... اگر هم کاری نکرده ام حداقل اشکی برای امام حسین (ع) ریخته است از این چشمان آلوده ... 

کاش میتوانستم بگویم چه دیده ام و چه چیزی را حس کرده ام ... کاش روزی ات شود... 

حاج احمد...

سید...

شهیدحجت ...

شهیدمحمد...

ببینید مرا ... هنوزم باید منتظر باشم ؟؟؟

بگذارید ...

آه ... کربلا...

در دلم کربلایی بر پا شده است...

این نوشته را بر من خورده مگیر گمنام من ... باید سربسته بگویم خودت خواسته ای ...

یازهراس 

 

  

/ 3 نظر / 15 بازدید
عاشق خدا

برمشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا بردلم ترسد بماند آرزوی کربلا

عسل تلخ

خوشا آنان که جانان می شناسند طریق عشق و ایمان می شناسند بسی گفتیم و گفتند از شهیدان شهیدان را شهیدان می شناسند

عسل تلخ

سلام منم لینکتون کردم انشاا...درروزهای اتی بهتون سر خواهم زد یا علی