حسبی الله

بسم رب الزهرا ...

 

دلم میخواهد یک دل سیر حرف بزنم

حرف ...

اما

باز همدم این کیبورد شده ام ...

نجواهایم

را

با این دکمه های بی حس می نویسم ...

یا شاهد کل نجوا ...

دلم کمی می خواهد آرام صدایت کنم

در این ثانیه های دل گرفتگی ام ...

من هرچه آرام صدایت می کنم

صدایم نمی رسد

بگذار بلند صدایت کنم

الهی و ربی من لی غیرک ...

خودت که می دانی

جز خودت کسی را ندارم که هوایم را داشته باشد

پای این دلتنگی هایم بنشیند

پای بغض هایم

شکستن هایم

حرف نزدن هایم

سکوتم ...

بی قراری ام...

و چه خوب است بهترین پای این دلتنگی ها بنشیند

و

فقط سراپاگوشش با تو باشد ...

من خودت را میخواهم

خودت ...

امشب بر قلبم آرامش خودت را نازل کن محبوب من

...

...............................................

دردنوشت :

دردنوشتی ندارم

هوا بارانی است

و من

برای خودش می گویم نه قطعه سرداران بی پلاکم ...

یازهرا سلام الله علیها

/ 0 نظر / 26 بازدید