یاحبیب...

بسم رب الزهراء 

نمیدانم 

اصلا حرف بزنم 

یا 

نه ...

قطعه سرداران بی پلاکم 

اسیر شده است ...

گفته بودم 

که 

گمشده ام 

به اینجا که می آیی فخلع نعلیک باش ...

اما 

نادیده گرفته شد ...

دیگر باید فخلع نعلیک بودن 

را 

به باد بسپارم ...

نمی دانی 

که 

برای حرف زدن 

برای  گفتن 

باید 

...

نه درد نوشت می نویسم 

نه حرف دل 

باید همه را به باد بسپارم 

باید به قاصدک بگویم 

که 

مگوهایم 

را 

برایتان به کنعان بیاورد ...

...

باید 

این نقطه ها 

...

جایگزین همه 

مگوها و دلتنگی ها و بغض هایم شود ....

می دانم که زمین حقیر است ...

اگر زمینی شدی حقیر می شوی ...

اما 

مانده ام 

در 

کار این دنیا ...

...

دلم 

امان از دلم ...

مدام 

رفت و آمد ...

آخ 

چقدر درد است که در این وادی 

حیران و سرگردان باشی ...

درد است 

که 

...

خدایا 

قدری 

بیا 

کنارم بنشین 

ای آنکه حبلٌ من وریدی

تا بگویم برایت

از این دلتنگی ...

روایت کنم

نبودن هایت را ...

نبودن هایم را ...

یا عماد من لا عماد له

تنها تکیه گاهم در این وادی سرگردان

چرا دلم خوش نمی شود به این عبارت ها

یا طبیب من لا طبیب

بیمارم ..

یا انیس من لا انیس له

کاش انیسم بودی ...

یا حبیب من لا حبیب له 

حبیبم باش ...

یا شفیق من لا شفیق له 

آه دلت برایم بسوزد ...

یارفیق من لا رفیق له 

چقدر غیر تو را دوست داشته باشم ...

یا مغیث من لا مغیث له 

ببین به فریادم نمی رسی ؟ کار از کار گذشته است ...

یاراحم من لا راحم له 

به دل مضطر و نگاه نگرانم نگاه کن 

رحمی ... 

یا مجیب من لا مجیب له 

جوابم را نمی دهی نه؟

چقدر دلت را سوزاندم که جوابم را دیگر نمی دهی !

چقدر گرد وغبار گرفته ام که دیگر 

این بغض ها 

و 

اشک ها

پاسخگو نیست 

و 

جوابم نمی دهی !! 

من که هرچقدر بد باشم 

هرچقدر سیاه باشم 

جز خودت کسی را ندارم ..

میدانم فراموش کارم 

اما 

خدا قدری آرام 

آرام 

بیا و بر دل مضطر من سری بزن ...

فقط تو را کم دارد 

همین ...

نه دل خوش کرده ام 

به 

آمد و شد ها 

نه دل خوش کرده ام 

به دل بستن ها 

به ...

یا صاحب من لا صاحب له 

صاحب خانه دلم 

جانی و توانی نمانده است دراین وادی برایم 

یارم می شوی ؟

یاری ام میکنی ؟

که به غیر از تو یاوری نجویم ؟؟

خدایا 

سلام هی حتی مطلع الفجر را بر دلم بر روح و جانم نازل می کنی خدا ؟؟

خدایا 

یامن یحب الصابرین 

یا من یحب المتطهرین 

یا من یحب المحسنین 

ببین چقدر صدایت کردم !؟

چقدر نامت را 

اوصافت را 

گفتم ...

نگاهم کن ...

دلم را ...

خدایا 

مگوهایم برای توست 

پای دلم فخلع نعلیک شده است که 

آمده ام برای عاشقی 

آمده ام 

زمزمه کنم نجواهایم را... 

تنهایی ام را 

با هیچکس قسمت نکرده ام ...

هربار که  تصمیم گرفتم قسمتش کنم 

دیدم 

نمی شود 

یعنی 

قسمت نکرده تکه تکه شد ...

حال این قطعات را 

آورده ام برای خودت که بهم بچسبانی اش ...

تا گره بزنی این وصله های ناجور را 

که با گره زدن شما 

جور می شود ...

یا احبّ من کل حبیب ...

یازهرا سلام الله علیها 

/ 10 نظر / 32 بازدید
Rahil

چه زيبا بود هرآنچه از دل برايد بر دل نشيند ال.دعا

یسنا...

خدایا خودت گفتی ادعونی استجب لکم... تو را میخوانم... نگاهم کن... خیلی قشنگ بود[گل][گل] التماس دعا

بهشته

این یا زهرا هایی که می نویسید، خیلی راه ها را باز می کند ...

آنتی زیون

یا احبّ من کل حبیب سلام ممنون بسیار زیبا بود .

علیرضا

سلام به شدت قشنگ بود تشبیه ها و کنایه هاتون هم حرف نداشت دو سه تیکه اش رو نوشتم توی دفترم بعدا که مُردم،توی دفترم این چیزا باشه ........... اینم از من داشته باشین پای دل عشاق نشستن خوش است همان دل های فاخلع نعلیک شده دلی که فاخلع نعلیک باشد،زیاد می شکند ، به دل نمیگیرد ، این شکستن ها همه اش امتحانه .. میخوان ببینن عرضه فاخلع نعلیک بودن داریم یانه هروقت که دیدین دلتون شکست ، بدونین دارین یه قدم نزدیک تر میشین ..... راستی هنوز منتظر رضایت شمائیما هنوز داریم دنبال همون هیزمه میگردیم که فروختیم اگه پیداش کردین یه ندا بدین تا بررسی بشه التماس دعای ....... یاعلی

بنده ی خدا

سلام نکنه یه وقت سری به وب من بزنی ها نه نمی خواد بیای نه بابا نمی خواد به زحمت بیفتی ا می گم نه بابا نمی خواد .........

محمدصادق ملکی

سلام عالی بود استفاده کردیم مطلب کدام شیعه کدام سنی وبلاگم رو هم تونستید بخونید

غریبه آشنا

... لا جرم بر دل نشیند ....

اشکی برای ظهور

ای که مرا خوانده ای؛ راه نشانم بده...............