اگرمجنون دل شوریده ای داشت ....

بسم رب الزهراس ...

این قطعه من هربار که میروم و دور میشوم دوباره مرا فرا میخواند...

دلم را سپرده ام به خودش ...

سپرده ام به خودش تا ظرف جودم پر از آرامش و سرشار از عشق خودش شودو من در او تمام شوم ... میدانی که را میگویم ؟؟

خدا...

خدایی که در این نزدیکی است و من نمیتوانم با این حجاب ها ببینمش ..

مدام حال دلم خراب می شود اما وقتی دلداده خودش شوی دیگر هیچ چیزی نمیتواند این همه تشویش برایت ایجاد کند...

میدانم که قلمم پر از درد و بغض است ...

میدانم که قلمم پر از دلتنگیست وشاید کسی حال دل قلمم را درک نکند ... 

دلتنگ رفتن...

این قلم هم دلتنگ رفتن است ..

اما باید این قلم و دل به انچه که برایش پا در این عرصه هستی گذاشته است برسد تا برود ... 

به قول آقا سید مرتضی آوینی " زندگی در مردن معنا می یابد اما چگونه مردن مهم است ..." 

این روزها همه از شهادت می گویند حتی نوجوان 16 ساله ...

و من میگویم اول به وظیفه ات عمل کن بعد شهادت ..شهادت شبه هدف است اما بهترین وسیله برای پرواز است ...

در قطعه سرداران بی پلاکم که قدم میزدم به هیچ چیز نمیتوانستم فکر کنم ... 

فقط راه میرفتم و مدام گوشه ی مزار گمنامی می نشستم تا بفهمم در درونم چه غوغایی برپاست و من دنبال چه هستم ...

دنبال قطعه ای که تنها من باشم و خدا...

دلم کمی آرام است ...

دارد تمام تلاشش را میکند که با هرچه که برایش پیش می آید بسازد یا مقاومت کندو تغییرش دهد.. 

الابذکرالله تطمئن القلوب را برای من گفته اند...

اما چه کنیم که هزاران بار هم بگویند بازهم در وجودمان اثر نمیکند... 

سخن کوتاه میکنم ...

یازهراس

 

/ 21 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرزند خاک

سلام.. یک دوست آسمونی دارم توی قطعا 44... زیارت قبول حق! التماس دعا یاعلی مددی

فاطمه میرزائی

چه زیبامی نویسین...............ای کاش نگاهمون و فکرمون و وجودمون.......همه اش میشد واسه خودخودش........................ شادباشین وآروم...درپناه حق.[گل][گل][گل]

مریم آسمانی

بهش میگفتن حسن طلا حتی تافت موهاش رو میبرد جبهه خیلی به چهره اش میرسید و براش مهم بود وقتی شهید شد از تار موهای طلایی اش شناسایی شد حسن، شهیدی بود که طلایی شد + با دل نوشته هایی به روز هستم ممنون میشم به قلم و فکرم کمک کنین :) یه وبلاگ دیگه هم دارم با نام : www.mighaat.mihanblog.com هر کدوم را لایق تبادل لینک کردن دیدید بهم خبر بدید :) خوشحال میشم التماس دعای فرج + شهادت یاعلی بامهدی تاحق

زینب

الابذکرالله تطمئن القلوب را برای من گفته اند... اما چه کنیم که هزاران بار هم بگویند بازهم در وجودمان اثر نمیکند... ........ آه خواهرم.... دلتنگم.. دلتنگ.. دلتنگ ..دلتنگ ....... اللهم الرزقنا شهاده فی سبیل الله آمین یازهرا(س)

علی

کلنا عباسک یا زینب(س) سایت رسمی- تخصصی مدافعان حرم عکس|پوستر|فیلم|گزارش|ثبت نام http://www.modafeoon.com

گمنام(59)

وبلاگ زیبا و پرمحتوایی دارین. اگه دوست داشتین قدم رنجه کنید و به ما هم سری بزنید.

مریم

سلام رفیق امیدوارم نظر کرده اونایی باشی که دلت پیششونه هر بار میام از شهدا حرفی بزنم بغض گلوم و می گیره تمام دونسته هام یادم میره حرفام تو گلو میمونه ارزو دارم ازشون بنویسم ولی نمیتونم حقشونو ادا کنم وای به روزی که اون دنیا بخوام جلوشون وایسم و جواب پس بدم ولی همیشه فکرم مشغوله بهشون چرا رفتن چرا جون دادن براشون لذت داشت چرا میگن با خدا معامله کردنن چرا گذشتن از چی گذشتن چرا رها کردن چرا عاشق بودن و و و چراهایی که میاد تو ذهنم و میره دوران جنگ متولد شدیم و کوچیک بودیم ولی همیشه حس میکنم مدیونشونم جنگ ما همه چیز داشت از حکمت از عظمت از مدت از عشق از شیرینی و شهد شهادت ولی این همه سال طول کشید ولی در مقابل روز عاشورا که فقط یه روز بود و توی اون یه روز تمام داغ و سختی مشکلاتی رو که مادر خواهر برادر و پدرهای این عزیزان کشیدن و حضرت زینب و ال امام حسین یکجا کشید چیزی نیست امیدوارم اونها بتونن دلشونو با این حرف تسکین بدن ولی ارزوم شده یه بار برم منطقه جنگی جایی که ادمهایی یه روز تو اون هوا نفس کشیدن که نظر کرده امام حسین و ال علی شدن من میگم با خدا معامله نکردن میگم با خون حسین معامله کرد ببخشید خیلی توی دلم

شایان

ارزیابی رهبر شیعیان ترکیه از اوضاع سوریه http://www.nasrtv.com/modules/video/singlefile.php?lid=10342